تبليغاتX
روز نوشت های محسن مرادی

 

گفتگوی هفته نامه ندا با حبيب الله نيك سرشت :

زمان استيضاح شهردار فرا رسيده است

اهواز به عنوان شهري كه جمعيت كثيري را در خود جاي داده در طول سال هاي اخير سكان داران زيادي را به عنوان شهردار به خود ديده است كه هر از چندگاهي دست خوش تغيير و تحول مي شوند! ولي در اين ميان شهرونداني هستند كه حتي پشت شيشه دودي عينك شان، تيزبينانه به مشكلات توجه مي كنند. حبيب ا... نيك سرشت يكي از شهروندان اهوازي است كه بارها شاهد مكاتبات او در خصوص معضلات و مشكلات موجود در شهر اهواز به دفاتر نشريات بوديم و همين امر بهانه اي براي حضور اين شهروند تيزبين در دفتر نشريه شد تا اين بار گفته ها و ناگفته هايش به صورت گزارشي ارائه شوند: حبيب ا... نيك سرشت در ابتداي سخنان خود از تشكيل كانون دفاع از حقوق مردم اهواز خبر مي دهد و مي گويد مشكلات كلان روستاي اهواز ما را بر آن داشت تا با كمك برخي از دوستان اين كانون را تشكيل دهيم تا بتوانيم از اين طريق مشكلات و معضلات شهر را به گوش مسئولين برسانيم.

عمده مشكل موجود از نگاه اين شهروند دلسوز عدم مديريت كارآمد در بخش هاي مختلف استان و شهر اهواز است. نيك سرشت در اين خصوص بيان مي كند وقتي در يك بخش مديري خوب و كارآمد باشد قاعدتاً اين خوب بودن به زيردستان آن انتقال مي يابد. اين خوب بودن در نتيجه ي كار تأثير مطلوب خواهد داشت و در نتيجه خوب بودن يك بخش، گام مؤثري است براي توسعه شهر! ولي متأسفانه در اغلب ادارات و


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 12:0 بعد از ظهر | یکشنبه دهم آبان 1388 •

درصورت استعفا یا استیضاح مهندس شمسایی:

شهردار بعدی اهواز چه کسی خواهد بود؟

 

عاقبت شورای شهر اهواز پس از کش و قوس های فراوان و دوری گزیدن از کوچکترین اعتراضی به شمسایی دل پر از خون خود را باز نمود و دست به طرح 50 سوال و تذکر جهت پاسخگویی شهردار شد.شهرداری که از لحاظ نام بسیار بزرگ و از لحاظ عقیده متاسفانه با آمال و سرانجام شورا بسیار متفاوت می نمود. شهرداری که با یدک کشیدن نام امپراطور حتی نتوانست حرکتی حیثیتی برای شهر به انجام رساند. نام امپراطور شاید روزگاری که در همیان او آنقدر که شاید و باید؛ صله به همراه داشت تا دهان منتقدان را محکم ببندد اما امروزه این گونه نیست و بزرگ کشی آن چنان که باید مرسوم و معمول است تا چه رسد به این امپراطور که یک شهربان بیش نیست. هرگز موافقان آن زمان شمسایی که اکنون به منتقدانی بزرگ تبدیل شده اند نمی توانستند چنین روزگاری را برای شمسایی در نظر گیرند که این گونه شود و در دایره ی مدیریتی اش حلقه ای تنگ را تشکیل دهد.


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 11:59 قبل از ظهر | یکشنبه دهم آبان 1388 •

بهترین راه برون رفت از وضعیت بوجود آمده در شهرداری اهواز:

استعفا،قبل از استیضاح

 

گويند در روزگار گذشته، مردي با زبان خويش آنچنان آسمان و ريسمان را به هم مي بافت كه هيچ كس حتي به مخيله اش نمي آمد كه حرف هاي آن مرد فقط «حرف»اند و نه چيزي ديگر. اما زمان خود بر ملا كننده بود. به طوري كه پس از گذشت روزها و ماه ها، مردم اطراف، به خود آمدند و خواستار عملي شدن آن «حرف»ها شدند. مرد راوي هم فكر چنين اتفاق ناگواري را نمي كرد، كه طاقت مردم به سرآيد و از او نتيجه و عملكرد بخواهند. پس او كه تا به حال به اين مهم فكر نكرده بود، سخنان مردم را جدي نگرفته و باز هم به ايراد سخن مي پرداخت.

در همين گير و دار بود كه يكي از درون مردم، برون آمد و ديگر اجازه ي سخن، تا ارائه عمل را نداد. پس مرد چنان برآشفته و حيران گشت كه دست به كارهايي نسنجيده تر از قبل زد تا عیار خود را با دستان خویش برای همه بر ملا سازد و به ناگاه خود را از چشم ها دور نگه داشت و بار سفر به دياري ديگر بست.

 آنچه رفت، شبیه حكايت اكنون شهردار اهواز است، همو كه در روز معارفه اش گفته بود: «برای احقاق حق مردم شهر اهواز، كه داشتن شهری زیباست، و برای حل مشكلات محرومان و حاشیه‌های شهر و تبدیل حاشیه‌ها به متن تلاش خواهم كرد.اهواز باید شهری باشد كه متخصصین و افراد كارآمد، مدیران و متمكنان به زندگی در آن افتخار كند. به این منظور، كار و تلاش برای رفاه و آسایش شهروندان اهوازی را در برنامه كاری خود قرار داده‌ام و برای خدمت به همه اقوام ساكن در شهر اهواز آمده‌ام.


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 11:54 قبل از ظهر | یکشنبه دهم آبان 1388 •

محسن مرادي:
*در ادبيات عامه‌پسند اصل بر محافظه کاري است

سرويس: فرهنگ و ادب
1388/07/26
10-18-2009
10:54:51
8807-00893: کد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - اهواز
سرويس: فرهنگ و ادب

محسن مرادي گفت: در حال حاضرادبيات عامه‌پسند، با مشخصات فني و تكنيكي، بخشي از داستان‌هايي است كه ما آن‌ها را از ادبيات نخبه‌پسند جدا مي‌كنيم.

اين شاعر در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان بيان كرد: ادبيات عامه‌پسند حوزه‌هاي مختلفي را دربرمي‌گيرد؛ از داستان‌هاي پليسي گرفته تا فانتزي و علمي تخيلي. در ايران، اما، اين ادبيات را اغلب به صورت داستان‌هاي عاشقانه و ملودرام مي‌بينيم.

او ادامه داد: در اين باره مي‌توانيم به نمونه‌هايي نيز اشارتي كوتاه داشته باشيم؛ مثلا فهيمه رحيمي با چاپ رمان "بازگشت به خوشبختي" در سال 1369 موج جديدي از ادبيات عامه‌پسند را بعد از داستان‌هايي كه به صورت پاورقي در نشريات چاپ مي‌شد را آغاز مي‌كند. فتانه حاج‌سيدجوادي هم با "بامداد خمار" در سال 1374 آمد و از سال 1378 هم م. مودب‌پور و ماندانا معيني به اين نام‌ها و آثار فروش دو چنداني دادند. مثلا مودب‌پور با "پريچهر" شروع كرد و با "گندم و كژال" و... براي خود خوانندگاني از همين طيف داستان‌هاي عاشقانه دست و پا كرد و در اين ركود بازار كتاب به يكي از پرفروش‌ترين گونه‌ها تبديل شده است و هيچ كس هم ياراي مقاومت در برابر آثار عامه‌پسند را ندارد.

اين شاعر با بيان اين که در در ادبيات عامه‌پسند اصل بر محافظه‌كاري است، خاطرنشان کرد: معمولا در رمان‌هاي عامه‌پسند حركات آوانگارد و كارهاي نو شكل نمي‌گيرد چراكه اصل اين گونه كتاب‌ها نوشتن حاشيه‌هايي است كه متن در آن معنا ندارد. معنايي كه حاشيه‌هايش از دل متن به وجود نمي‌آيند و در همان ابتدا نويسنده مي‌خواهد داستان را واقعي جلوه دهد.

مرادي يادآوري کرد: چهارچوب‌ها و كليشه‌هايي كه خوانندگان اين نوع ادبيات با گسترش مطبوعات در دهه 1320 شمسي و با چاپ داستان‌هاي دنباله‌دار يا سريالي همچون سريال‌هاي تلويزيوني حال حاضر به يكي از ابزارهاي رقابت و جلب خواننده در نشريات آن زمان منجر شد.

او ابراز كرد: ما در اين گونه از ادبيات كه نام عامه‌پسند به خود گرفته مي بينيم كه در تمام آثار يك سري خط داستاني و ايده ثابت در آن به چشم مي‌خورد. مثل عاشقي‌هاي دختر و پسري از دو طبقه اجتماعي متفاوت به يكديگر، عاشق و معشوقي كه پس از سال‌ها به هم مي‌رسند و گذر زمان به عشق‌شان خدشه‌اي وارد نكرده است. پايان‌بندي‌هاي خوش يا ناخوش قراردادي هم جزو عناصر لاينفك اين رمان‌ها هستند. رمان‌هايي كه اغلب دختران و پسراني كه دوران بلوغ و گاهي تا فاصله‌اي بعد از بلوغ را سپري مي‌كنند بهترين خوانندگان آن‌ها هستند؛ هر چند بايد گفت اين نوع كتاب‌ها در بزرگسالان نيز رسوخ عجيب و غريبي پيدا كرده‌اند و به نوعي از ادبيات نخبه‌پسند فاصله بسياري گرفته است و به همين طريق هم ادامه مسير خواهد داد.

!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 2:31 بعد از ظهر | یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 •

ويژه‌نامه ادبي "نون جنون" منتشر مي‌شود

سرويس: فرهنگ و ادب
1388/07/19
10-11-2009
09:56:08
8807-00727: کد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - اهواز
سرويس: فرهنگ و ادب

ويژه‌نامه "نون جنون"، ضميمه ادبي هفته ‌نامه ندا به زودي در 20 صفحه منتشر مي‌شود.

محسن مرادي، سردبير هفته‌نامه ندا، در گفت‌وگو با خبرنگار خبر گزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان خاطرنشان كرد: ‌خوزستان از گذشته تاكنون به عنوان سابقه قابل استناد در ادبيات كشور بوده است. از اين رو با جمع بسياري از نويسندگان، شاعران و البته روزنامه‌نگاراني كه در اين حوزه فعاليت مي‌كنند تصميم به انتشار ويژه‌نامه ادبي "نون جنون" گرفتيم.

وي اظهار داشت: اين ويژه‌نامه در بخش‌هاي داستان، شعر، نقد ادبي و ... در 20 صفحه به صورت 2 هفته يك بار در سطح استان خوزستان منتشر خواهد شد.

مرادي با بيان اين كه شماره نخست "نون جنون" ويژه احمد بيگدلي ـ داستان‌نويس خوزستاني ـ است، ادامه داد: هم‌چنين گفت‌وگوهايي با هرمز علي‌پور، سيد محمود سجادی و آثاري از هوشنگ چالنگي، بهزاد خواجات، مجيد زماني‌اصل، فردين كوراوند، ثريا داودي‌حموله، عبدالرضا قناد دزفولي و بسياري از شاعران، نويسندگان و نقادان ادبي در اين ويژه‌نامه درج خواهد شد.

 

!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 11:33 قبل از ظهر | دوشنبه بیستم مهر 1388 •

صداي مانای ایل به آسمان ها پر کشید

مصطفي نظاري

وقتی که ساز، نوای عاشقانه محلی سر دهد و نی، حس انسان را به سمت و سوی سوز ببرد تا صدای آبهمن دل را بلرزاند و ذهن را ببرد به طرف «آساره» به سمت «کوگ تاراز» و  به سمت «کوه آسماری» تا ایل با یگانه صدایش به یاد دشت زیبا افتاده و به این باور قلبی برسند که "هیشکی نیتره چی علائدین بخونه" (هیچ کس نمی تواند همانند علاءالدین بخواند).

و حال سه سال است از حنجره سلطان بی بدیل آواز بختیاری دیگر دم بیرون نمی آید و آرام خفته است در سرای ابدیت اما آنچه به یادگار مانده است صدای فراموش ناشدنی او و بر افتو و کوگ تاراز در این گنبد دوار به یادگار باقی ست. هر چند جسم او از این کره خاکی برون رفته است اما صدایش تا همیشه روزگار زنده است. آه! کاش می شد بیایی... "مو تیام تش ایزنه سی دیدن تو" و "چه خووِه اُوِيدِنِت اگر بيايي !!!

ایل سه سال است بی سردار مانده و ستاره ما نیست که شبمان را با "تشی" گرم و روشن کند و آرام بخش شبهای بی ستاره مان شود و او را به جای "آساره" او را در آسمان موسیقی ببینیم. او که خود از تنهایی به بدی یاد می کرد جمع ما را تنها گذاشت. و چشم سه سال است از حسرت دیدار او به سوگ نشسته تا بلوط های پریشان با صدای او دوباره سر زنده شوند.

از ویژگی های او طبیعت گرایی در آثارش است که به وضوح دیده می شود ارادتش به «آساره و که» (ستاره و کوه) را فهميد.

آبهمن، موسیقی را درک کرده بود و صدایش را طوری به مخاطب ارائه می داد که نه خشونت آواز وحشی داشته باشد ونه آن ،چنان رنگ و لعاب شهری به خود بگیرد که دیگر نتوان آن را موسیقی قومی و محلی نامید.

علائدین بجز نغمه سرایی و خواندن، قدرت آهنگ سازی هم داشت و خیلی از ترانه هایش از ذهن خلاق خود اوست. راستی هیچ موسیقی زیباتر از صدای حنجره نیست وقتی که عاشق است و دلسوز نیست .وقتی که درد دارد و دلنشین نیست. وقتی که غمگین است که حنجره علائدین همگی اینان را با هم دارد و صدای حنجره اش به تمامي این خصوصیت ها آشناست؛ و البته صدای خوب نشات گرفته از ذات خوب است كه اين چنين ارتعاشاتي از تارهاي صوتي اش ما را به واكنش وا مي دارد.

حال که ما در حسرت دوباره دیدن او دل و جان خود را به صدای کرنای آثارش  باخته ايم و دلنوازی حنجره اش را با حسرتی که گوش جان می سپاریم و گه گداری سری تکان می دهیم تا شاید اگر دل پر، از این زمانه بود قطره اشکی سرازیر شود و زیبایی از دل برخواسته صدای آبهمن را چند برابر کند.  سردار نی و آواز، وقتی که شب و روزش مرا به یاد  اور (ابر)، بارون (باران)، تش (آتش)، کَه (کوه) و ... می اندازد و من هر بار با رفتن به دشت به یاد او افتاده و نا خوداگاه هوای صدای او مرا وادار به گوش دادن می کند. یقین در دل زاگرس همیشه صدایش ماندگار می شود و عاشقان وقتی گذر می کنند از کوهپایه های زاگرس و علفزار های لالی صدای او را می شنوند.  آه بهمن دوباره امروز شنیدم: صدای مانای ایل به آسمان ها پر کشید.

 

!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 11:24 قبل از ظهر | دوشنبه بیستم مهر 1388 •

و ......................................................

 

دنیا

 که به من می رسد

چه زود

تمام می شود

این

سهم من از تمام جهان است.

!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 11:45 قبل از ظهر | سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 •

اسكندر زنگنه، خطاب به شمسايي گفت:

 

آقاي شهردار،فرصت تمام شد!

 

اسكندر زنگنه ،عضو شوراي شهر اهواز كه در روزهاي گذشته در گفتگويي اعلام كرده بود كه مهندس شمسايي شهردار كلانشهر اهواز به هيچ كدام از گفته هاي خويش مبني بر توسعه و آباداني و .. عمل نكرده ،گفته بود: «شهردار اهواز در طول ده ماه فعاليت خود به قول هايي كه داده بودعمل نكرده و نتوانسته  است انتظارات را برآورده كند و به همين دليل بايد پاسخگو باشد.منظور از ناكارآمدي اين است كه كار انجام نشده است. نه اينكه ايشان توانايي انجام كار را ندارد».كه در همين راستا جهت شفاف شدن موضوع با وي گفت گوي كوتاهي انجام داده ايم ،كه زنگنه در باره گفته هاي خود مبني بر ناكارآمدي شهردار اهواز گفت: منظورم از ناكارآمدي اين بود كه ظرف 10 ماه گذشته ، عملكرد ويژه و چشمگيري را شاهد نبوديم. انتظار بر اين هست كه وي ، حوزه فعاليت را با توجه به محدوديت زماني كه داريم بتواند گسترش دهند كه اميدواريم اين روند شكل گيرد و به نظر مي رسد مقدمات اين كار در حال شكل گيري است. به هر حال من هم معتقد بر اين هستم كه فرصت كافي به مدير داده شود اما اين فرصت بايد متناسب با زماني باشد كه در اختيار شورا وجود دارد و زمان شورا محدود است و طبيعي است كه آقاي  شمسايي بايد شروع به كار كند و انتظاري كه ما از وي داريم انجام كارهاي بزرگ است، يعني ايجاد زيرساخت هاي لازم.


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 2:1 بعد از ظهر | چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 •

سخنی در باب ناکارآمدی شهردار اهواز

چه کسی پاسخگوی ناکارآمدی شهردار اهواز خواهد بود؟

 

مقصود این نوشتار نقد جغرافیای شخصیتی اعضای شورای سوم شهر اهواز نیست اما بهانه ایی که بر مبنای آن این نوشتار به رشته تحریر درآمد اظهارات اخیر دو تن از این حلقه است.حلقه ای که هرگاه به گرد هم آمدند ائتلافی شکننده شکل گرفت.گردابی که هر بار یکی از استعدادها و سرمایه های مدیریتی کلانشهر اهواز را در برکشید و سوزانید.اسکندر زنگنه عضوی که به سبب جایگاه صنفی مطلوبی که در میان بازرگانان خوزستانی دارد منتخب شورای سوم شد و همواره به دلیل اتخاذ مواضع معتدلش مورد تامل تحلیل گران مسائل استان بوده است این بار به خروش آمده و اصطلاحاً می توانیم گفت؛ایوب شورای سوم هم از بی عملی شهردار حاضر به تنگ آمده و زبان نقد گشوده است.عضو شوراي اسلامي شهر اهواز می گوید: شهردار اهواز در طول 10 ماه فعاليت خود به قول‌هايي كه داده بود عمل نكرده و نتوانسته است انتظارها را برآورده كند و به اين دليل بايد پاسخ‌گو باشد. البته یادمان نرود که ده ماه پیش این اسکندر زنگنه عضوی که تا کنون پای هیچ استیضاحی نبوده است بود که می گفت:«استیضاح شهردار عملی غیرقانونی بود چه برسد به انتخاب شهردار بعدی و کسانی که شهردار را استیضاح کرده اند باید پاسخگو باشند و به نظر من هر کس که به گزینه جدید رای داده و هر کس که باید او را تائید کند باید جوابگوی دلیل تاخیر در حکم شهردار کلانشهر اهواز باشد.رئیس آن زمان کمیسیون برنامه و بودجه شورای شهر اهواز در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه تبعات تاخیر در معرفی شهردار اهواز چه می تواند باشد گفت:از دیدگاه من انتخاب و عزل شهردار فقط و فقط فرصت سوزی است، من در یکی از بحث هایم به خطبه 5 امام علی (ع) اشاره کردم که ایشان می فرمایند فرصت ها را باید غنیمت شماریم و باید با توجه به شرایط و مکانی که در آن قرار می گیریم بهترین تصمیم ها را بگیریم.وی بیان داشت: متاسفانه اکنون 2 ماه است که از انتخاب شورا می گذرد و این یعنی فرصت سوزی به صورت آشکار.نایب رئیس کمیسیون خدمات شهری در پایان به شوشان گفت: شمسایی مدیری هستند که سوابق خوبی در سنوات گذشته داشته اند اما باید دید که آیا وی می تواند در صورت تائید شدن عقب ماندگی های اهواز را جبران نماید و همچنین باید ببینیم وی می تواند با توجه به گذشت 2 سال از عمر شورای سوم شرط و شروط شورای شهرهای را برآورده کند یا که خیر.» اسكندر زنگنه  اما امروز اظهار می دارد: شورا نهادي مردمي است و اعضاي آن منتخب مردم هستند در نتيجه شهروندان انتظار دارند شوراي شهر گزارشي قانع‌كننده از عملكرد شهرداري ارائه دهد. وي افزود: حدود 10 ماه پيش و زماني كه شهردار كنوني اهواز به اين سمت منصوب شهر با توجه به توانمندي و سابقه‌اي كه از ايشان سراغ داشتيم انتظار مي‌رفت در حوزه خدمات شهري و اجرايي كرده طرح‌ها و برنامه‌هايش موفق عمل كند ولي متاسفانه امروز شاهديم كه هيچ كدام از طرح‌هاي ايشان عملي نشده است.

زنگنه تصريح كرد: شهردار كنوني اهواز 10 ماه پيش در سطح مديريت مياني قرار داشتند و با توجه به سابقه‌اي كه از ايشان وجود داشت، به او راي اعتماد داده شد تا زمينه فعاليت ايشان در سطح مديريت كلان فراهم شود ولي اين اعتماد بي‌پاسخ مانده است. وي خاطرنشان كرد: آقاي شمسايي 10 ماه پيش و زماني كه به سمت شهردار اهواز منصوب شدند قول متحول كردن شهرداري را داده‌اند ولي امروز هيچ كدام از انتظارات برآورد نشده است. عضو شوراي اسلامي شهر اهواز تاكيد كرد: ايشان 10 ماه پيش قول ورود سرمايه‌گذار به اهواز و رونق ساخت و ساز در دادند كه اين امر محقق نشده است. وي بيان كرد: ايجاد و گسترش فضاي سبز شهري، سهولت در تردد و حل مشكل ترافيك، توسعه تجاري شهر و توسعه خدمات شهري از برنامه‌هاي طرح‌هاي شهردار اهواز بوده است كه هيچ كدام اجرايي نشده است. وي اضافه كرد: توسعه و عمران شهري از دغدغه‌هاي اين روزهاي شوراي شهر اهواز است و شهردار اهواز بايد در اين باره پاسخ گو باشد.عضو شوراي اسلامي شهر اهواز عنوان كرد: در مدت فعاليت شهردار كنوني اهواز هزينه‌هاي شهرداري به شدت افزايش يافته است و معتقدم زماني كه هزينه‌هاي اضافي سيستم افزايش يابد عمران شهري با ركود مواجه مي‌شود. وي گفت: طبق قانون شهردار موظف است 40 درصد منابع مالي را صرف عمران شهري كند ولي در 10 ماه گذشته اين كار انجام نشده است.


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 4:18 بعد از ظهر | سه شنبه سوم شهریور 1388 •

 
محسن مرادي:
به ادبيات بي‌پايه و اساسي كه با بازي كلمات به وجود مي‌آيد، نيازي نداريم

سرويس: فرهنگ و ادب
1388/05/24
08-15-2009
11:28:11
8805-00649: کد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - اهواز
سرويس: فرهنگ و ادب

يك شاعر گفت: هنوز در ادبيات كهن‌مان قاصريم اما دم از پيشرو بودن مي‌زنيم.

محسن مرادي در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) ‌در خوزستان بيان كرد: در ابتدا بايد مشخص كنيم كه جايگاه ادبيات معاصر ما چه گونه است و در كجا قرارداد و بعد از آن به سنتي بودن يا مدرن بودنش فكر كنيم و سخن بگوييم. امروز اگر برخي از شاعران و نويسندگان ادبيات معاصر را پيشرو، مدرن، پست مدرن و غيره مي‌دانند دليل نمي‌شود كه ما از جايگاه قطعي ادبيات به آن نگاه كنيم.

وي با تصريح اين مطلب كه ادبيات ما از همين عده‌اي كه كلمات را به بازي‌هاي مسخره مي‌گيرند لطمه خورده عنوان كرد: مگر ادبيات ما بازي شطرنج است كه هر بازيگري بخواهد مهره‌هاي آن را به هر طريقي جابه‌جا كند؟ آيا بازي‌هاي زباني و هنجارشكني در شعر معاصر ما توانسته نزد خواننده با اقبال مواجه شود؟ مسلما نه چراكه من با اكثر شاعران و نويسندگان در اين باره به گفت‌وگو نشستم و ديدم همه هيچ اعتقادي به اين هنجارشكني بازي‌هاي زباني ندارند.

اين شاعر اظهار كرد: ما هنوز نتوانسته‌ايم درك درستي از ادبيات كهن‌مان كه سراسر نغز و پرمعنا است داشته باشيم آن وقت چه گونه است كه سخن از ادبيات پيشرو به ميان مي‌آوريم!؟ آيا آن‌هايي كه دم از ادبيات پيشرو مي‌زنند از ادبيات سنتي و كهن لبريز شده‌اند كه به اين سمت و سوي كه پايانش معلوم نيست گرايش پيدا كرده‌اند؟

مرادي خاطرنشان كرد: وقتي ادبيات كهن ما در ديگر ملل خوانده، تدريس، چاپ، انتشار و ترجمه مي‌شود چرا عده‌اي شاعر و نويسنده رو به ادبياتي بي‌پايه و اساس مي‌آورند؟ به نظر مي‌رسد آن‌هايي كه دم از ادبيات پيشرو مي‌زنند از ادبيات سنتي و كهن ما فاصله‌ بسيار دارند. يا مشكل از خودشان است يا مشكل پر بودن ادبيات كهن است كه آن‌ها از فهم اين نوع ادبيات قاصرند. ما تا وقتي نتوانيم ادبيا كهن‌مان را به درستي درك كنيم، نمي‌توانيم سخن از مدرن، پست مدرن و پيشرو بودن در شعر و داستان داشته باشيم.

او تصريح كرد: من تفاوتي از زمين تا آسمان بين شعر سنتي و پيشرو مي‌بينم. ادبيات پيشرو بودن به دنبال گم كردن و خنثي كردن هويت ادبيات كهن است. از زمين تا آسمان تفاوت در اين است كه ادبيات كهن هيچ وقت كهن نخواهد ماند و نخواهد شد چرا كه با خواندن آن متوجه امروزي بودن آن خواهيم شد. اصلا ادبيات كهن خود ادبيات پيشرو است و پيشرو خواهد ماند. حالا بگذار برخي بيايند و بگويند ما پيشرو هستيم و پيشرو سخن مي‌گوييم و پست مدرن و مدرن شعر مي‌گوييم.

وي تاكيد كرد: ما نيازي به ادبيات بي‌پايه و اساس كه كلمات را به بازي گرفته و نمي‌تواند نقش بسزايي در خواننده ايجاد كند و نمي‌تواند نقش ادبيات سنتي را ايفا كند، نداريم.

 

!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 2:15 بعد از ظهر | شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 •

RSS