تبليغاتX
روز نوشت های محسن مرادی

تفرقه افکنان از شورای شهر چه می خواهند

شوراي شهر اهواز اين روزها در دوران نقاهت به سر مي برد، نقاهتي كه شوراي سوم شهر اهواز با آن زاده شد. تركيب ناهمگون شورا، هرچند كه تلاش هاي زيادي براي همگون نمودن آن شد، اما راهي بهتر از اين به دست نيامد.

پس از رد صلاحيت شدن سرپرستان منتخب اعضا، توسط فرمانداري و استانداري به نوعي آن نقاهت گذشته سرباز كرد و تنشي كه به گمان برخي از صاحب نظران جنبه منافع شخصي بر شهري آن مي چربد، خود را نمايان ساخت به طوري كه در جلسه چهارشنبه گذشته آن روس سكه اعضاي شورا خود را نشان داد و در جلسه علني برخي از آنها به ناسزاگويي سياسي كه بيشتر به مسائل پشت پرده اي كه قبل از برگزاري اين جلسه مطرح شده بود پرداختند. اين بهانه اي شد تا آقايان منجزي، ممبيني، فلاحي مقدم و سبزعلي در جلسات بعدي شورا حضور نيابند و عدم حضور آنها عاملي شد تا يوسفي سرپرست شهرداري اهواز عملا نتواند از اختيارات قانوني خويش استفاده كند.

اكنون اين سوال در اذهان عمومي متبادر مي شود كه خط تفرقه اي كه در برخي از روزنامه هاي استان نيز مي توان رد پاي  آن را جست، چه اهدافي را دنبال مي كنند و مقصودشان از اين تفرقه افكني ها چيست؟

به راستي به تفاهم رسيدن اعضاي شوراي شهر منافع چه كساني در در شهرداري و سازمان هاي وابسته به آن به خطر مي اندازد كه اين چنين بر طلب تفرقه مي كوبند و از كاه، كوه مي سازند و هر روز دم از انحلال شورا مي زنند. اما آن روي سكه نشان مي دهد كه برخي از اعضاي شوراي سوم شهر، ناخواسته بازيچه چنين تفرقه افكني هاي هدفداري شده است بي آن كه خود متوجه  آن باشند شايد سند اين مدعا فراكسيون هايي است كه هر روزه در شورا تشكيل مي شود.

و اما كينه توزي و غرض ورزي نسبت به شوراي سوم شهر اهواز ريشه در كدام بغض فروخفته اي دارد كه اين روزها سرباز كرده است. و به راستي تحول در شهرداري اهواز كه شعار اصلي اعضاي شوراي سوم بود در پس كدام حاشيه ها خاك مي خورد. آيا وقت آن نرسيده است كه اعضاي شورا به خود آيند و غبارهاي وامانده از همه روزهاي گذشته را كنار بگذارند و با هدف ايجاد تحولي اساسي در كالبد پوسيده شهرداري اهواز، دست در دست يكديگر بنهند و فارغ از هر مرده باد و زنده باد سر به راه ساختن اهواز بگذارند تا دست آن كينه توزان تفرقه افكن را از شهرداري و ساير سازمان هاي تابعه كوتاه شود.

!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 10:2 بعد از ظهر | چهارشنبه سی ام آبان 1386 •

وضعیت یک بام و دو هوا در استقلال اهواز

استقلال را به خانه برگردانيد

خوزستان مهد فوتبال ايران و يا« برزيل ايران» است. تحولات اخير در خوزستان نشان داده است به اندازه اي كه علاقه مردم به فوتبال زياد است، به همان ميزان نيز شكننده است. حاشيه هاي بي پايان صنعت نفت آبادان و به بازي گرفتن مردم خوزستان توسط يك مربي به اصطلاح حرفه اي به نام سرهنگ فيروز كريمي كه هر روز براي مسئولان و بازيكنان استقلال اهواز يك بهانه را به وجود مي آورد ،تمامي ندارد و البته بهانه اي كه در پشت پرده ي آن قدرت و انحصار طلبي خاصي  نهفته است، كريمي  با آن كه با استقلال اهواز قرارداد رسمي دارد سر از استقلال تهران درآورده و آبي پوشان ديار كارون را به حال خود رها كرده است، به طوري كه در بازي مقابل پيكان در ورزشگاه تختي اهواز استقلال يك بازنده ي از پيش تعيين شده بود.و بازي بعد هم معلوم نيست چه بلايي گريبان آبي  هاي اهواز را خواهد گرفت.  به راستي اشك هاي هواداران دو آتشه فوتبال خوزستان را چه كسي پاسخ خواهد داد.

آيا انتقال فيروز كريمي به مانند انتقال آب كارون بدون توجيه و بهانه، صرفا براي مقتدر كردن مركز نشينان يا صاحبان قدرت نبوده است. آيا اين بار نيز خوزستان بازنده از پيش تعيين شده ي اين سناريو نبوده است. آيا خوزستان و مسئولان فوتبالش بالاخره نخواهند توانست تيم هاي ريشه دار خوزستاني را كه سال ها پس از شاهين اهواز خوني دوباره در رگ هاي اين تيم ها دميده شده بود را حفظ و با صلابت به پيش ببرند. سرگذشت شوم فولاد خوزستان آيا بار ديگر در كمين استقلال اهواز و نفت آبادان نشسته است؟ آيا حاشيه ها خواهند گذاشت متن فوتبال خوزستان، نفسي آرام بكشد. به عقيده بسياري از كارشناسان راه حل خروج از اين بحران، محروم كردن فيروز كريمي و گماردن يك مربي خوزستاني كه سالها در ميادين مختلف براي خوزستان افتخار آفريدند و حال به گوشه اي كز كرده اند و به حال استقلال اهواز و نفت آبادان و ... تاسف مي خوردند،مي باشد.

به هر تقدير فيروز كريمي كه در همه حال، فوتبال ايران را به سخره مي گيرد، اين روزها احساسات هواداران ديار كارون را به بازي گرفته است و مسئولان استقلال به هر سازي كه فيروز كريمي زده است، رقصيده اند. آيا در اين خوزستان يك مربي با غيرت و تعصب پيدا نمي شود كه به خاطر يك مربي غير بومي ، كل تيم را به تهران انتقال دهند و در آنجا اردو بزنند؟

 آقايان تيم را به خاطر آن هواداراني كه در گرماي 50 درجه اهواز بر سكوهاي داغ سيماني ورزشگاه پير تختي اهواز نشسته اند و يك صدا «استقلال اهواز» را فرياد مي زدند به خانه بگردانيدو هواداران سينه چاك ديار كارون را از ديدن بازيهاي استقلال محروم نكنيد.

به راستي روزگار هيچ جا خانه نخواهد شد.استقلال را به خانه برگردانيد.

!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 8:46 بعد از ظهر | سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 •

دل

من هستم و شبی که به ناز ایستاده است

شیطان روح من به نماز ایستاده است

جا مانده است حجم زمان در نگاه شب

بیهوده دل به سوز و گداز ایستاده است

!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 9:13 بعد از ظهر | یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 •

شب

شعری تازه از محسن مرادی

 

چه زیباست   شب

میان آن رنگین کسوف سکوت

بر شانه های پیر ان شن های مصلوب

که در گردونه باد

خاک خفته را

ورق می زند

در منشور کرانه های تلنگر

که زورقی از باد را میان سینه

به خواب برده ام.

!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 8:40 بعد از ظهر | جمعه بیست و پنجم آبان 1386 •

گل سرخ عشق

شعر جدید محسن مرادی

 

به صلیب کشیده اند

نامم را

میان چراغ های خاموش

و سنگ گوری که بر سینه ام سنگینی می کند

تا دور ترین شعاع افق

میان اشکها و چشم ها

که در هم غنوده اند

در گرمای آفتاب تن و روشنای بهار

خیره مانده ام در پستوی فراموشی

چون عشق              ؛ که می سوزاند

به شاخه ی گل سرخی در دست .

!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی | 6:19 بعد از ظهر | دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 •

RSS