استمرار سنتهاي ايلامي در ايل بختياري
استمرار سنتهاي ايلامي در ايل بختياري
(براساس نقوش جام ارجان)
دكتر نورالله مرادي نوروزي
چكيده:
بررسي و تحليل نقوش جام ارجان (تصوير شماره 1) براساس باستان شناسي اجتماعي و مقايسه آن با زندگي روزمره عشاير بختياري موضوع اصلي اين پژوهش است.
نويسنده در بررسي خويش با مطالعه دقيق جام ارجان و همچنين مطالعات ميداني در ميان ايل بختياري به مقايسه فرهنگ ايلامي و فرهنگ بختياري پرداخته است و از اين رهگذر نكات تازهاي را درباره تمدن و فرهنگ ايلام و عشاير بختياري مطرح كرده است.
كليد واژهها: ارجان، ايلام، جام ارجان، باستان شناسي اجتماعي و ايل بختياري.
مقدمه:
يكي از متداولترين روشها براي بازسازي جوامع باستاني به كارگيري دادههاي حاصل از تدفينهاي باستاني است1 استمرار و ديرپايي سنتهاي كهن در جوامع امروزي از مباحث تازه و جذابي است كه در ميان باستان شناسان و مورخين فرهنگ جايگاهي بس ارزشمند يافته است. تحليل سنتهاي بجاي مانده از گذشته دستمايه تحقيقات اجتماعي در همه مكاتب نظري باستان شناسي است. سنتهاي بازمانده دو بخشاند، بخش اول آن در فرهنگ شفاهي مردم جاري است و بخش دوم به صورت مادي به جاي مانده است و براساس همين ماندهها و يافتههاست كه مورخين فرهنگ به بازسازي و بازشناسي جوامع پيشين ميپردازند و از اين رهگذر نوري به گذشتههاي تاريك ميتابانند.
يكي از آثار يافت شده كه ميتواند به پيشبرد مطالعات باستان شناسي اجتماعي و ادراكي بينجامد گنجينه ارجان است كه در قلمرو امپراطوري ايلام يافت شده است. كشف اين گنجينه در سال 1361 ه. ش اتفاق افتاد2. درباره آن تنها چند مقاله منتشر شده است كه بيشتر جنبه توصيفي دارند. وجه تمايز مقاله حاضر با پژوهشهاي پيشين تفاوت ديدگاهي است كه با تاكيد بر مباني نظري باستان شناسي اجتماعي و ادراكي3 ارائه شده است.
نگرش عمده در اين پژوهش بر باستان شناسي اجتماعي است كه سعي دارد با مقايسه نقوش جام ارجان و زندگي روزمره ايل بختياري به بازسازي زندگي مردم ايلام بپردازد.
ادامه مطلب
تش سوري وه دلم زدي و رهدي
تش سوري وه دلم زدي و رهدي
سال 1371 خورشیدی. نخستین روزهای دانشکده ادبیات دانشگاه تهران. تازه ازایذه به تهران آمده بودم. قیصررا ازدور می شناختم. البته شعرهایش را. شکوه انسانی اوراهنوز درک نکرده بودم . روزهای اول دانشکده پر ازهیجان بود و شوق یادگیری. طبقه چهارم دانشکده ادبیات اما حس حال دیگری داشت! اولین دیدارها در همان طبقه چهارم بود. دوستم حمید توكلی واسطه آشنایی بود.
سلام آقای امین پور. مرادی هستم همشهری شما. و با گفتن این جمله دیوار ساختگی ذهنم ازقیصرشاعر فرو ریخت. آن انسان پرهيمنه و با شکوه با زبان مادری احساس دوستی را در من بر پا کرد که تا آخرین روزهای درخشان زندگی دنیوی اش ادامه داشت.
ادامه مطلب
هفت شعر
شَوِسه
اکنون که رفته ای
ازدغدغه های تهی
باشب می گویم
باشب رفته ای
و گلوی تیره من
ترا تلخ به زمزمه می خواند
ای آبی پاک
با دغدغه های شبانه چه بگویم
پای پلک پروانه
روی پلک های شب
به خواب که میروم
ماه لبخند می زند
ونسیم درنگ می کند
چشم می گشایی
شب می شود
غرقِ ستاره می چرخم میان تاریکی.
ازنگفتِ های تو
نه آن گونه که دریا گفته باشد
اما فراتر از ژرفای شب
سوی دره های خاموش
به نام خواندم ترا
نه ان گونه که طوفان درنوردد
اما وسیع تر ازخاک
بر دامنه های طلایی صبح
برافراشتم نام ترا
ان چنان که خورشید بی بدیل یک قرن
آن گونه که هرچه سترگ
هرچه پاک
به نام خواندم ترا
متولد یکِ یکِ یک
آغاز فصل نگاه ماست
تقویم را ورق نزن!
این منم!
دربه در ترانه های غریب من
دربه در ترانه های غریب تو؟
ای کاش
با ترانه های بیدریغ
روی خش خش برگهایی که از شکست می گفت
وازتنهایی
آغاز فصل
دربه در تر از همیشه می بارم
به دنبال خاطره ها با خش خش برگها
تِنگُر به طلسم
این دقیقه های مبارک
انعکاس صدای تواند
روی پیشانی بلندِِ آفتاب
روبروی پنجره ی قدیمی
درتلاطم این همه سکوت
به رود مهربانِ دستانت که می رسم
درتاریکی واپسین نقطه ها
آفتاب همیشه طلوع می کند.
هیمنه ی ماه
برای قیصر امین پور
اکنون که بیشتر می درخشی
به یادبود می شود اشکی سرود
سرنوشت رنگ باخته
در چهره ها
و نگاه ها خیسِ شعراست
بهانه هایت بی شک
سرشارِ بوی غربت اند
این که برای آن همه شکوه
خاطرات پریشان بماند
مرا به یادروزگار سنگ می برد.
دموكراسي و راهی که راست!!! میرود
"تاريخ فكر" اثر "فريدون آدميت" است. همو كه، چه زيبا، واژه ي رنگين"دموكراسي" را به زيور كلمات آراسته است. آرايشي كه هم از واژه پردازي تا عمل، سرگذشتي تاريخي بر آن گذشته است. آن جا كه مي گويد: "اين واژه براي نخستين بار پيش از اعلام دموكراسي در شهرهاي خودمختار "ايوني"(در 492 قبل از ميلاد) به كار مي رفته است و واژه حكومت دموكراسي در مقابل حكومت هاي فردي و تيراني (جباري) ظهور كرد.
در"سومر" باستان كه اولين شهرهاي مستقل در آن بنا شد "فردي" به نام"حاكم شهر" انتخاب و زمام قدرت را به دست مي گرفت و همان جا بود كه پايه هاي دموكراسي ابتدايي آغاز شد و نسل به نسل طي طريق كرد و به آنچه امروز از واژه ي دموكراسي نام مي بريم، رسيده است.
بي ترديد، اما در سرشت قدرت، فساد نهفته است و قدرت فردي آنچنان ويرانگر است كه نمي توان ذره اي به پايداري و مانايي آن وفا نمود. آنچنان فاسد خواهد شد كه هيچ، را ياراي او نيست.
"دموكراسي" يك "هدف"است، هدفي آغازين براي رسيدن به اهدافي ديگر و شايد اما بزرگتر.
واژه ي دموكراسي از تركيب »دمو« و به معناي »قاطبه«، »جمهور« و »كراس« يا »كراتوس« به معناي »اقتدار و قدرت" به وجود آمده است.
انتخابات و انتخاب نمادي از دموكراسي اند، كه انتخابات ابزاري است كه ارزش دموكراسي را براي تحقق خويش لازم دارد. دكتر علي شريعتي، اين يگانه فرزانه ي شهيد علم ايران درباره مسئله انتخاب گفته است:"عالي ترين تجلي وجود انسان، معني انسان، فلسفه هستي انسان و در عين حال دشوارترين مسئوليت انسان، انتخاب است."
بي شك انديشيدن در راه انتخاب درست، مثل راه رفتن است. يك نفر كه سرعت كمتري دارد و پاي لنگ، اگر جاده ي صاف را انتخاب كند، زودتر از كسي كه قهرمان دو است و جاده سنگلاخ و انحرافي را در پيش گرفته، به مقصد مقصودش خواهد رسيد. اين قهرمان دو هر چقدر هم سريع بدود به هدف نهايي اش نخواهد رسيد و آن لنگ كه جاده را درست انتخاب كرده به نتيجه و مقصودش كه همان رسيدن راه درست است، خواهد رسيد.
بر هيچ كس پوشيده نيست كه سرنوشت هر ملت به دست مردم آن، رقم خواهد خورد. روز موعود انتخاب، شمارش معكوس خويش را آغاز نموده و چندي ديگر عالي ترين، دشوارترين، سنگين ترين و در عين حال مهمترين انتخاب را به دست خودمان رقم خواهيم زد. انتخابي كه مي بايست تمامي جنبه هاي آن را درنظر گرفت و فرد اصلح را برگزيد و سكان هدايت را در اين درياي متلاطم به وي سپرد تا از احقاق حقوق مردمش به دفاع بپردازد.
شايد اما، خطر بزرگ انتخاب نادرست و نابجا در اين است كه زيان آن دامن گير همه ما مي شود و آنچه آيندگان از اين حيث، از دست خواهند داد كمتر از خسارتي نيست كه به اكنون تحميل مي شود. بي ترديد با انتخاب شايسته، ديگر بار حقانيت خود را به ثبت خواهيم رساند. حقانيتي كه جز راه راست هيچ راهي را بر نمي تابد. پس! درست فكر كنيم و درست انتخاب كنيم تا آيندگان درباره ما زود به قاضي نروند.


