روز نوشت های محسن مرادی
قلم جنوب
!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی
| 3:33 بعد از ظهر | شنبه سی ام آذر 1387
•
چند شعر
روح خسته
اين همه روح خسته
كنار گورستان
چون خنياگران رها، بي گور
در تاريكي ژرف
به كفن هاي سياه
كه در مهابت زمستان
چون اشكي
در چشم هاشان مي خشكد
به سان روزان و شبان سرزمين پدري ام
با اين همه روح خسته
لك لك ها، از ما مي گريزند
با اين كه دنداني نريخته ام
چون موجي ناپيدا
شك مي كنند
به شكوفايي تازه من
ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط محسن مرادی نوروزی
| 6:40 بعد از ظهر | چهارشنبه بیستم آذر 1387
•

