سازمان آب و برق دلسوز خوزستان يا مطيع مركز
سازمان آب و برق به عنوان متولي و مسئول آب هاي جاري شهرها در كشور ايفاي نقش مي كند كه اين سازمان در خوزستان نيز در اين امر مستثني نبوده و نيست. اما نكته حائز اهميت در اين اينجاست كه اين سازمان به عنوان مدافع آب هاي جاري خوزستان، درباره انتقال غير كارشناسي آب از سرچشمه هاي رودخانه هاي خوزستان، دچار سردرگمي شده است به طوري كه گاهي موافق و گاهي نيز مخالفت هايي را از خود نشان مي دهد.
درگفت گويي اختصاصي كه با دبير انجمن صنفي صنعت آب خوزستان داشتيم، حميدرضا خدابخشي در اين باره گفت: «سازمان آب و برق خوزستان مجري خوب سياست هاي بد است، يعني سياست هايي را كه از بالا ابلاغ مي شوند را بدون كم و كاست پذيرفته و دست به اقدامات غير كارشناسي و غير عملي مي زند و اين ديدگاه تمامي كارشناسان اين حوزه دباره اجراي سياست هاي بدي است كه سازمان آب و برق مجري آن هاست».
بايد گفت كه عده اي، غير بومي بودن مدير عامل و آشنا نبودن با محيط و شرايط استراتژيك كشاورزي خوزستان راعاملي بر اجراي خوب سياست هاي بد توسط سازمان آب و برق خوزستان دانسته و عده اي نيز حضور 3 روز در هفته ي مدير عامل سازمان را دليلي بر عدم توجه كافي به مسئله انتقال غير كارشناسي آب از سرچشمه هاي رودخانه هاي خوزستان مي دانند كه ما در اين باره آماده اطلاع رساني جهت شفاف سازي مسئله حضور يا عدم حضور ايشان هستيم.
براستي بايد گفت اگر قرار است مطالعاتيدر خصوص انتقال آب - به قول آقاي عطازاده- معاون وزير انجام پذيرد، آن مطالعات بايد در خصوص اثرات انتقال آب باشد، نه مطالعات چگونگي طرح انتقال آب و خشك شدن تدريجي رودخانه هاي خوزستان كه ميتواند اثرات زيانباري به صنعت كشاورزي و محيط زيست و... در پي داشته باشد.
كه در اين خصوص با دبير انجمن صنفي صنعت آب خوزستان ،آقاي حميد رضا خدابخشي به گفتگو پرداخته ايم كه خواندن آن خالي از لطف نخواهد بود چرا كه با خوانش آن به عمق زيانهاي انتقال توجيه نا پذير آباز سرچشمه هاي رودخانه هاي خوزستان پي خواهيم برد:
جناب آقاي خدابخشي شنيده مي شود سازمان آب و برق به عنوان متولي آب هاي جاري استان در انتقال آب از سرچشمه هاي رودخانه هاي خوزستان از خود واكنش جدي نشان نداده است. آيا چنين صحبتهايي واقعيت دارد؟
بايد بگويم كه مدير عامل اين سازمان اخيرا در خصوص انتقال غير كارشناسي آب مخالفت هايي را نشان داده، اما اين اختلاف نظر در شيوه ي مطالعه وجود دارد كه سازمان آب و برق خوزستان نيز مخالف خود را مبني بر انتقال غير كارشناسي بيان كرده اما اگر قرار است سياستي در اين زمينه اعمال شود، شيرزاد بعد از مطالعات كارشناسي انجام خواهد داد. عطارزاده معاون وزير هم اعلام كرده بعد از اينكه مطالعات انجام شد، انتقال انجام مي شود اما اينكه اين مطالعات در چه راستايي هستند جاي بحث دارد .نظر ما اين است كه مطالعات، نبايد مطالعات طرح انتقال آب باشد، يعني مطالعات سازه اي نباشد بلكه مطالعات بايد بر بررسي اثرات زيان بار انتقال آب باشد نه چيز ديگري كه هيچ توجيهي برايشان وجود نداشته باشد. با توجه به معيارهاي موجود در مطالعات بررسي اثرات انتقال آب بر پايين دست حوزه ي آب ريز، استانداردهاي يونسكو و كميسيون جهاني، سدهاي بزرگ بايد اجرا شود. كه در آنها، معيارهايي آمده كه اثرات انتقال آب به موضوعات اجتماعي بسيار وابسته است و ارزش اقتصادي آن گاهي حتي تا 10 برابر بايد محاسبه شود و از نتايج اثرات اقتصادي آن وصل به پايين دست حوزه ها در كل كره زمين، هر جا كه مي خواهد بررسي شود بايد سهميه بندي شود و به پايين دست برسد، اما در اين طرح طبق مطالعات به عمل آمده ارزش اقتصادي كه به ان فايده به هزينه مي گويند معادل 3/1 است درصورتيكه طبق استانداردها، بايد معادل 10 باشد تا توجيه اقتصادي داشته باشد، پس با اين وجود در ابتداي امر هم مي توان تشخيص داد كه اين طرح يك طرح غير اقتصادي است. به هر حال براي اينكه با عدد و رقم مشخص شود بايد مطالعات اثرات انجام شود نه مطالعات طرح انتقال، كه جاي بحث دارد .كه اگر منظور وزارت نيرو، مطالعه ي اثرات انتقال آب است اين مطالعه ي درستي است اما تا آنجايي كه ما اطلاع داريم مشاور مربوطه، مطالعه سازه انتقال آب را انجام مي دهد.
گفته مي شود كه يكي از علت هايي كه سازمان آب و برق واكنشي جدي از خود نشان نداده به پروازي و غير بومي بودن مدير عامل ان بر مي گردد. به طوري كه مي گويند در طول هفته بيشتر از سه روز در اين شهر نيستند؟
معاون سازمان اخيراً در يك جلسه ي مطبوعاتي مخالفت خود را اعلام كرده است. طبيعتاً درباره ي هر مديري، مثل مدير سازمانآب و برق كه مدت زيادي به خوزستان آمده اند. چنين چيزي صحت ندارد. چون به عنوان يك مدير تا جاييكه بنده اطلاع دارم خود را موظف به دفاع از حقوق سازماني مي داند كه در آن خدمت مي كند و البته اين تصميم گيري ها هم از جمله مواردي هستند كه در استان انجام نشده اند، بلكه از طريق وزارت نيرو انجام مي شوند وسياست گذاري ها از سوي همان وزارت صورت مي گيرد و اينجا، سازمان آب و برق مجري تصميمات است و به طبع به خاطر وظايف سازماني ملزم به اجراي فرامين وزارتخانه است و اگر هم موردي وجود داشته باشد كه مخالف نظر كارشناسي اشخاص است طبيعتاً به خاطر جايگاه سازماني خود نمي توانند با آن مخالفت كنند و ملزم به اجرا هستند براي مثال تصميمي كه درخصوص طرح غدير گرفته شد- طرح آبرساني به آبادان و خرمشهر- شايد مشكل آب شرب آبادان و خرمشهر را حل كند. اما مشكل نخيلات؛ لاينحل باقي خواهند ماند. اما طرح اساسي كه هم مشكلات آب شرب و هم مشكلات نخيلات و كشاورزي منطقه را حل كند طرحي بود كه شركت مهاب سوئكو بيش از 40 سال پيش براي نجات جزيره هاي مذكور ارائه داد كه بايد در دستور كار قرار مي گرفت. از طرفي هزينه ي اين طرح بسيار بسيار پايين تر از هزينه هايي است كه اكنون براي آب جزيره ي آبادان و خرمشهر پيش بيني مي شود.
آيا اين عدم واكنش هاي جدي بر منابع كشاورزي و آبي استان خوزستان ضرر و زيان هاي اسف باري به همراه نخواهد داشت؟
اول بايد عدم وجود اين واكنش به اثبات برسد. واكنش وجود دارد ولي نمي تواند روي تصميم گيري هاي وزارتخانه تأثير بگذارد، يعني تصميمات در استان انجام نمي شود كه مخالفت قانوني با آن اعلام شود. بطور كلي سازمان آب و برق مجري خوب سياستهاي بد است، يعني توانمندي تخصصي در استان بالاست، اما سياستهايي كه ابلاغ مي شوند سياستهاي علمي وكارشناسي نيستند و اين نظري است كه همه ي كارشناسان درباره ي آن متفق النظر هستند. همچنين در بحث انتقال آب، طرح غدير، تغييرات و احداث شبكه ها يا آبياري زهكشي، احداث سدها در استان، از جمله طرح هايي هستند كه درتأمين اعتبار و مديريت اجرايي آنها و مديريت سرمايه گذاري مشكل وجود دارد و اين مشكلات نتيجه ي سياست گذاري هايي است كه در وزارت خانه صورت مي گيرد و توسط سازمان آب و برق خوزستان اجرا مي شود.


